محمد مهدى ملايرى
76
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
« عيب زبان فارسى آميختگى آن به عربى است و نقص آن اينكه از جهت اصطلاحات فقير است . . اگر در گذشته اين عيب در زبان ما پيدا شده كه آميخته به عربى گرديده است ، در آينده اين خطر در پيش است كه عيبش بيش شود به اينكه آميخته به زبانهاى بيگانهء ديگر گردد . . . از ايندو خطر بزرگتر تصرفاتى است كه اين روزها همهكس در زبان فارسى به قصد رفع عيب و نقص آن مىكند كه به زودى فارسى را ضايع و باطل مىكند . . . » . « به عقيدهء من ( سخن از فروغى است ) امروز ايرانى ، به واسطهء اينكه در گذشته فكرش همواره مشغول به عربى بوده و اكنون به زبانهاى اروپايى گرفتار و در آن مستغرق گرديده است ، با زبان فارسى بيگانه است و قوه تصرف و لغتسازى ندارد . اگر با عربى آشنا باشد ذهنش در لغتسازى همواره متوجه به الفاظ عربى است و اگر با عربى هم آشنا نباشد گرفتار تعبيرات اروپايى است » . گرچه اين نخستين بارى بود كه موضوعى به نام عيب و نقص زبان فارسى و خطرى كه آن را در آينده تهديد مىكند براى چارهانديشى در مجمعى رسمى كه بيشتر براى همين منظور تأسيس شده بود مطرح مىگرديد ، ولى نخستينبارى نبود كه موضوعهايى به همين نام يا به نامهاى ديگر انديشهء صاحبنظرانى را كه به آيندهء زبان فارسى مىانديشيدند به خود مشغول مىداشت و نخستينبارى هم نبود كه گامى هرچند كوتاه و نارسا در اين راه برداشته مىشد . « 1 » چنان كه ملاحظه مىشود در اين نوشته مسألهء اساسى زبان فارسى همانهايى است كه با مقايسه با مسايل زبان عربى در محدودهء تعريب و اشتقاق قرار مىگيرد ، و در آن از مسايل ديگرى كه به عنوان دشوارىهاى زبان عربى ذكر شد اثرى نيست . علت آن اين است كه چنان دشوارىهايى يا اصلا در زبان فارسى وجود ندارد ، مانند دشوارىهاى دستورى كه اگر هم برخى نابسامانيها در آن هست آن هم برخاسته از زبان فارسى نيست ، بلكه محصول همان آميختگى
--> ( 1 ) . شرح اين انجمنها و كارهاى آنها در مقالهء مرحوم دكتر عيسى صديق در مقدمهء لغتنامهء دهخدا ص 104 - 106 آمده است .